12 ماهگی مهراد جونی
اول ازه همه باید ازت بابت نگرفتن تولد عذر خواهی کنم به خاطر امتحان نظام مهندسی که 22 خرداد بود نتونستم تولدت رو بگیرم.ببخشید مامانی
بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک
میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک
تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا
و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما
تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز
از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا
یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن
یکی به نیت تو یکی از طرف من
الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم
به خاطر و جودت به افتخار بودن
تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی
با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی
ببین تو اسمونا پر از نور و پرندس
تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس
تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن
همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس
واسه تولد تو باید دنیا رو اورد
ستاره رو سرت ریخت تو رو تا اسمون برد
اینا یه یادگاری توی خاطره هاته
ولی به شوق امروز می شه کلی قسم خورد
تولدت عزیزم پراز ستاره بارون
پر از باد کنک و شوق ،پر از اینه و شمعدون
الهی که همیشه واسه تبریک امروز
بیان یه عالم عاشق ،بیاد هزار تا مهمون

این مدلی بوس می فرستی تمام دستاتو زبونی میکنی،من و بابایی هم خیلی میخندیم
الان پسرم دوتا مروارید داره 

اصلاً نمیزاری بابایی وبابا قاسم از سر کار میان بشینن فقط میگی بازی و دده..........................................
یه جوری ریسه میری که آدم غش میکنه از خنده



شیطنتهای گل پسرم:بعد از اینکه شیطنت رو انجام میدی حواستم به ما هم هست.


ازبرنامه تلویزیون خسته میشی وکنترل میگیری دستت ودستاتو از مچ وپایین تنت رو تکون میدی و با زبون بیزبونی میگی نانای نانای



تغذیه گل پسرم
بخور مامانی تا قوی بشی زیاد از گوشت بلدرچین خوشت نیومد،
غذاهایی که جدا برات درست میکنم تمایلی نشون نمیدی بیشتر دوست داری غذاهای مارو بخوری.

عاشق دست پخت مامان مریمی دلمه هاشم که حرف نداره،داری می گی خیلی خوشم اومده دستتون درد نکنه



اصلاً دوست نداری سرتو بشورم منم دوشو برعکس کردم مثلاًداره بارون میاد تا سرت خیس بشه


مثل بابا حمید متکارو بغل میکنی و می خوابی



مامان جون من که بچه بودم پارک ساعی خیلی کیف میداد وقتی صدای مرغابیی ها وکفترها رو میشنیدم و شیطونی های خرگوش رو میدیم خیلی به هم انرژی میداد،ولی الن فقط جای خالیشونو میشه حس کردودید.



داریم میریم عروسی عروسی
ملایر
الان تو راهیم ماشالا بزرگ شدی نو صندلی ماشینت جات نمیشه


خیلی رقصیدی اینقدر رقصیدی که چشم خوردی تا یک هفته حالت بد بود




12 ماهگی مهراد جونی 
